دگر نگویید چرا مینالی....
آشفته اند
کمی با من مدارا کن معنایش میکنم
آشفته اند
کمی با من مدارا کن معنایش میکنم
امروز ۲۸ و فردا ۲۹ (سالگرد دکتر شریعتی)
وای برمن / جه غم بزرگی
ناگهان هیبتی اندامم را بی حس کرد
دستی حلقومم را درید
زبانم را کشید
در همان حال بودم که فلبم فریاد کشششششششششششید
مرا هم ببر
دگر به زباله دانی تاریخ رفت آن اندیشه ای که به فکر بی احساس کردن من بود
دگر به من نگویید که فلانی خودکشی کرد
اینجا آرامش حرام است به فتوای دل
که دگر نگویید خدا خواست
من با خدا امشب مناظره دارم
که دگرنگویید خدا زور میگویید
در را کوباند............
پاشو امیییییر
چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمازه صبح الان هوا روشن میشه
پاشووووو دیگهههه
اذیت نکن بذار بخوابم اه اه
مادرجان من خداهم خوابیده مگه نمیبینی چراغ خونش خاموشه
می خوام بخوابم خوابم میاد
گناه داره من نوه ی نماز نخون نمیخوام
اصلا نمی خواستم بگم حالا که شد میگم........
خدا تا صبح تو بغل من بود